گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/25 10:00
شناسه : 412407

صادق بهزادی پور ‏
مسکن، نه فقط چهار دیوار و یک سقف، بلکه بستری است که سبک ‏زندگی، سلامت روان وآینده خانواده ها در آن شکل میگیرد. در جوامع ‏مدرن، امید به داشتن "خانه ایده آ ل" که دقیقاً مطابق با نیازهای ‏جسمی، روحی و فرهنگی ما طراحی شده باشد، یک رؤیای دیرینه ‏است. اما واقعیت تلخ بازار مسکن امروز، ما را در مقابل یک دوراهی ‏دردناک قرار میدهد: یا خانه ای رابخریم که موجود است و با آن ‏بسازیم، یا قید آن را بزنیم و ماهها یا سالها در انتظار خانه ای باشیم ‏که شاید هرگز ساخته نشود. این مقاله به بررسی دلایل بنیادینی می ‏پردازد که چرا بسیاری از ما، به جای طراحی خانه ای متناسب با ‏زندگیمان، ناچار به خرید واحدهای از پیش تعیین شده و استاندارد شده ‏هستیم.‏
چرخه تولید مسکن، به ویژه در کالنشهرها، تحت سلطه منطق توسعه ‏دهندگان انبوه است. این مدل کسب وکار، که هدف اصلی آن به حداکثر ‏رساندن سود در کوتاهترین زمان ممکن است، ذاتاً
با پیچیدگی های نیازهای انسانی در تضاد است. توسعه دهندگان برای ‏کاهش هزینه و افزایش سرعت ساخت، به الگوهای تکراری روی ‏میآورند. یک پلن مشخص، با تکرار در صدها واحد، به کارایی ‏اقتصادی میرسد. در نتیجه، آنچه به مصرف کننده عرضه میشود، ‏مجموعه ای از"جعبه های مشابه" است که کمترین انعطاف پذیری را ‏برای انطباق با تفاوتهای فردی فراهم میکند.‏
شما ممکن است یک خانواده چهار نفره باشید که نیاز به یک اتاق ‏مطالعه نورگیر دارید، یا یک زوج سالمند که دسترسی آسان به حمام و ‏آشپزخانه ای با ارتفاع استاندارد برای شما حیاتی است.‏
اما در معماری از پیش تعیین شده، این جزئیات ظریف زندگی اغلب ‏قربانی استاندارد عمومی میشوند. آشپزخانه ممکن است به دلیل طراحی ‏های مد روز، فاقد فضای کافی برای تجهیزات مورد نیاز شما باشد، یا ‏اتاق نشیمن به شکلی باشد که نور طبیعی جنوب را به کل مسدود کند؛ ‏اصلاحاتی که پس از خرید، هزینه های سنگین و چالشهای فنی فراوانی ‏به همراه دارند و اغلب غیرممکن میشوند.‏
ریسک ساخت شخصی
بزرگترین مانع در مسیر دستیابی به خانه دلخواه، اقتصاد است. ساخت ‏یک خانه کاملا سفارشی، چه خرید زمین و طراحی از صفر باشد و چه ‏بازسازی اساسی یک سازه قدیمی، نیازمند سرمایه ای عظیم و پذیرش ‏ریسک بالاست. قیمت مصالح، دستمزد پیمانکاران، طولانی شدن زمان ‏پروژه و درگیریهای بوروکراتیک اداری، همه و همه عامل بازدارنده ‏هستند.‏
از سوی دیگر، بازار مالی و وامهای مسکن معموالً به سمت پروژه ‏های بزرگ و آماده حرکت میکنند. بانکها و مؤسسات مالی، اعطای وام ‏بر اساس مدلهای تکراری و اثبات شده را بسیارکم ریسکتر از سرمایه ‏گذاری بر روی یک طرح معماری جدید و منحصربه فرد میدانند. این ‏امر، دسترسی به منابع مالی را برای خریدارانی که خواهان ساخت ‏سفارشی هستند، دشوارتر میسازد و در عمل، فشار مالی را به سمت ‏خرید واحدهای استاندارد سوق میدهد.‏
این وضعیت را میتوان از منظر ریسک سرمایه گذاری تحلیل کرد. اگر ‏توسعه دهنده یک پروژه هزار واحدی را اجرا کند، ریسک شکست ‏پروژه به تعداد واحدها تقسیم میشود:‏
در حالی که ساخت یک واحد سفارشی، تمام ریسکهای مربوط به ‏تأخیر، نوسانات قیمت مصالح  را مستقیماً  ( و هزینه های پیش بینی ‏نشده ) بر دوش خریدار میگذارد.‏
بخش سوم: تأثیر روانی و اجتماعی حبس شدن در فضای تکراری
خانه باید بازتابی از هویت ساکنین باشد. وقتی فرد در فضایی زندگی ‏میکند که کمترین دخالتی در شکلگیری آن نداشته است، حس تعلق و ‏مالکیت عمیق به چالش کشیده میشود. تکراربیرویه پلنهای آپارتمانی ‏نه تنها یکنواختی شهری ایجاد میکند، بلکه به کاهش "فردیت" در‏
فضای زندگی میانجامد. ساکنان مجبورند زندگی خود را حول محور ‏محدودیتهای فضا بچرخانند، به جای آنکه فضا برای پذیرش سبک ‏زندگی آنها شکل بگیرد. این عدم تطابق مداوم، میتواند به استرس های ‏پنهان، کاهش کارایی و عدم احساس آرامش در محیط خانه منجر شود.‏
فضاهای تکراری، امکان شکل گیری خاطرات منحصربه فرد را کاهش ‏میدهند. اگرچه معماری مدرن بر کارایی تأکید دارد، اما فراموش میکند ‏که انسانها موجوداتی احساسی هستند و نیاز به فضایی دارند که بتواند ‏روایت شخصی آنها را در خود جای دهد.‏
در نهایت، حرکت به سمت خانه های از پیش تعیین شده، تلاشی برای ‏ساده سازی فرآیند خرید دربازاری پیچیده و پرهزینه است. اما این ‏سادگی قیمتی سنگین دارد: قربانی شدن کیفیت زندگی وآسایش فردی. ‏برای حل این معضل، نیاز به سیاستگذاری هایی است که مشوق ساخت ‏واحدهای کوچکتر و قابل انعطاف تر باشند و همچنین، مدلهای تأمین ‏مالی جدیدی معرفی شود که ریسک ساخت سفارشی را برای خانواده ‏ها مدیریت کند. تا زمانی که این توازن برقرارنشود، بسیاری از ما ‏مجبور خواهیم بود رؤیای خانه ایده آل خود را به دلیل "موجود نبودن" ‏در واحدهای کوچکتر و قابل انعطافتر باشند و همچنین، مدلهای تأمین ‏مالی جدیدی معرفی شود که ریسک ساخت سفارشی را برای خانواده ‏ها مدیریت کند. تا زمانی که این توازن برقرار
نشود، بسیاری از ما مجبور خواهیم بود رؤیای خانه ایده آل خود را به ‏دلیل "موجود نبودن" درقفس های سازندگان، در سکوت رها کنیم  ‏

پاسخی بگذارید