گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/10/29 11:26
شناسه : 412365

هدی سادات چاوشی

 

بی‌گمان، فطرت جویای انسان، بیش و پیش از هر چیز، مشتاق شناخت پیشوا و رهبر خویش است و خواهان آگاهی از احوال و کیان پرمعنای او. چه آن‌که آدمی حتا گاهی به ناگریز و برپایه حکمتی والا؛ پیوسته نیازمند الگوست تا اقتدایی اندیشمندانه و ژرف داشته باشد و در گذرگاه‌های پرمخاطره زندگی، مشغلی پرفروغ فراراه داشته باشد. که اگر از سجایای آن اسوه آگاهی و الگوگیری نداشته باشد، چگونه می‌تواند گام‌هایی استوار و بی‌پیرایه و پراشتیاق و پردرایت در مسیر هدایت نهد و از پرتگاه‌های گمراهی و ظلالت و پرظلمت و پرخفقان در امان ماند؟

پس آن‌گاه که در این سطور، و یا هر سطور از متون متعدد، به بیان شرح‌حال رسول خدا و اهل‌بیت گرامی و منور و معظم ایشان می‌پردازیم و می‌نگاریم آنچه را که باید، قصد و غایتمان قطعا و به ضرس قاطع تنها و تنها معرفت‌افزایی است و شناساندن آن الگوی تمام‌نمای انسانیت؛ نه صرفا نقل آنچه گذشتگان بیان و تشریح و ایراد داشته‌اند. برخلاف گمان برخی که پندارند مقصود، روایت روزگار است، و این جملات و کلمات صرفا متمرکز به تعداد کلمات زیاد و کم‌اش است و بیان یکسری داستان‌ها و چه و چه و..، اما ما به هیچ روی این نوشتارها را به‌عنوان یک متن از کتاب تاریخ نمی‌آراییم. چنان‌که در در زیارت اهل‌بیت صلوات‌الله‌علیه قرائت می‌کنیم و تأمل داریم که می‌فرماید: «و جعلک و ایاک و جدک و اخاک و بنیک عبره لاولی الالباب». یعنی خدای متعال، تو و پدر و جد و برادر و فرزندانت را وسیله پند و عبرت برای خردمندان قرار داد.

از این رو، شایسته نیست و هرگز نباید هدف اصلی از مطالعه سرگذشت پیشوایان دین را فراموش داشت و تاریخ زندگی آن بزرگواران آرام جان را چون قصه‌ای برای سرگرمی خواند.

به بیانی روشن‌تر، ما مردمان مسلمان، هماره ودر هر نماز، عمدتا تمنا و طلب «صراط مستقیم» داریم؛ آرزوی حرکت در راه راست و دوری جستن از هرگونه انحراف. همواره می‌خواهیم از افراط و تفریط و بی‌عدالتی‌ها مصون بمانیم و کم‌ترین لغزشی در مسیر انسانیت و سیر در کمالات نداشته باشیم.

اما این آمال بلند و این آرزوهای والا، به آسانی به کف نمی‌آید، مگر با داشتن امام و پیشوایی که از هر خطا و اشتباه و گناه و سهو و نسیانی مصون و معصوم باشد و بر علوم لازم برای مصالح جامعه، آگاهی کامل داشته باشد. از آن‌جا که بزرگ‌ترین خدمت به بشریت، معرفی چنان پیشوایی است که می‌بایست مقتدای مقام شامخ انسانیت و اسوه‌ای برای کمالات انسانی و زندگی خداپسند باشد، اما چه شده که گاهی یک انسان مسلمان در اعیادی که در طی سال در جریان است و ما را رهسپار می‌سازند به چرخش ایام و آگاهی‌دادن نسبت به گذاربودن این عمر چندساله، خواه در آستانه سالروز مبعث باشد یا ایام غدیرخم یا ولادات که عمدتا درون‌مایه جشن و نشاط دارد و چراغانی و آذین و شادی و توزیع شیرینی و شربت و شکلات و گستراندن سفره ضیافت و اظهار مسرت در پوشش و حتا استفاده از رایحه خوش، یا در مراسم سوگواری که درون‌مایه عزا و.. دارد و حزن و به هر حال سلیقه‌ها اعمال می‌شود در این ایام؛ اما آیا تاکنون به این موضوع اندیشیده‌اید که وظیفه ما آدمیان در برداشت از این محتواها و این مدایح چیست؟ فکر کرده‌ایم که بیش از چراغانی و تعیین رنگ و مدل چراغ‌ها و نورپردازیها در بستر هر خیابان و چهارراه و..، نیز باید تأمل داشته باشیم که چرا به این اعیاد توجه می‌کنیم و هدف چیست؟

ما عمدتا امید داریم که به اندازه بضاعت خویش بتوانیم در معرفت‌نمایی حضرات و فرستادگان الهی بنویسیم و بتوانیم سیمای آن حضرات را به تصویر آریم و در قالب کلمات حتا و برای دقایقی نگارگری داشته باشیم و رسم‌الخط؛ تا منش و تعالی آنان را به درستی بنمایانیم، هرچند که مقام واقعی حضرات ایشان را جز خدا و ائمه‌اطهار علیهم‌السلام، احدی در نمی‌یابد. اما پرسش این است که تاکنون تا چه میزان متوجه شخصیت شخیص و پرعظمت رسول خدا صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین هستیم. مردم جهان باید علاوه بر هرگونه برخورداری از ضیافت به هر شکل و شمائل و عطر و اسپند و آذین و سایر امور، متوجه مقام علمی حضرات باشند

و قلوب‌شان متوجه و معطوف به شخصیت معنوی و فکری حضرات معصوم سلام‌الله‌علیهم. و این آگاهی انجام شود که قدرت، ثروت و الزاما امورات دنیوی و ظاهری و کاملا مادی مطلقا امتیاز به حساب نمی‌آید اگر اهداف مقدسه حضرت پروردگار که به‌واسطه اهل‌بیت و رسول خدا و _عید مبعث_ به ما رسیده را زیر پا بگذارند. خداوند باریتعالی می‌فرماید: «یرفع‌ الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات»، بنابراین باید برنامه‌های ما طوری طراحی شده باشد که با رضایت حضرت باریتعالی جل‌وعلا و حضرت صاحب‌الامر عجل‌الله تعالی‌فرجه‌الشریف همسو و در صلح و در سازش و سازگاری باشد؛ تا عاقلانه و پرمعنا و شفابخش باشد.


پاسخی بگذارید