هدی سادات چاوشی
دعای شریف «یا من ارجوه لکل خیر» در ماه رجب را که میخوانیم و
فرازهای پرمعنای دیگر از این دعا را، گاهی چنان محبت و معرفت حضرت باریتعالی و
پروردگار در دل انسان زنده میشود که بیحد است و بهشدت بیکران.
همانطور که ماه رجب مملو از عطر نگاه خداست و عطر جانگداز اهلبیت
عصمت و طهارت، هر فراز و هر کدام از کلمات این دعای طلایی نیز چنان از لایههای
عمیق معرفت سر بر میآورد که آنرا در قالب علوم انسانی فاخر میتوان هر لحظه
بازخوانی کرد.
«یا من
ارجوه لکل خیر» در واقع امید به هر خیری را به ذات الهی گره میزند، نه فقط یک
بیان نورانی، که یک الگوی کاربردی برای تابآوری روانی است. روانشناسی مثبتنگر
امروز، «امید» را موتور محرکهای میداند متشکل از «اراده» و «راهیابی». این دعا،
همان اراده را در «رجاء»(امیدواری) و همان راهیابی را در «لکل خیر»(بهسوی هر نیکی)
مستقر میسازد. فردی که این باور را در عمق جان میپذیرد، بهجای فروپاشی در برابر
موانع، بهدنبال مسیرهای جایگزین و برکات پنهان است؛ و ذهنش از دام «درماندگی
آموختهشده» میگریزد.
اما این
امید، مثل هوا رهاشده در فضا نیست. در فراز بعد، میفرماید: «و آمن سخطه عند کل
شر». این، ایجاد یک «پناهگاه امن شناختی» است. همانگونه که بلاتشبیه کودک در آغوش
والدین احساس امنیت میکند، مؤمن با این اعتقاد که تحت حفاظت الهی است، سطح اضطراب
وجودی خود را کاهش میدهد. این باور، ضربهگیر بحرانها میشود و بهجای فلجکنندگی
ترس، امکان مدیریت هوشمندانه سختیها را فراهم میآورد. این دوگانه «امید به خیر»
و «امنیت از شر»، بنیان یک شخصیت تابآور را میسازد.
و
اینجاست که منطق، ما را بهسمت یک تجلی عینی رهنمون میکند. در آموزههای شیعی،
این شبکه امن امید و پناه، در وجود ولی حی خدا، حضرت مهدی صلواتاللهعلیه، متمرکز
و متجلی میشود.
انتظار
فرج، عینیت بخشیدن به آن «ارجوه» است. منتظر، آن نیست که دست روی دست گذاشته باشد؛
او شخصی است که به تحقق یک وعده الهی(ظهور) امید فعالانه دارد و همین امید، برنامهریزی،
اصلاح و حرکت را برایش به ارمغان میآورد. وجود امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف
بهعنوان «الکهف الحصین»(پناهگاه استوار)، عینیت آن «آمن سخطه» است؛ پناهی که
جامعه باورمند، احساس امنیت خود را در پرتو عنایت او تعریف میکند.
فراز
پایانی دعا «یا من یعطی الکثیر بالقلیل»، پیوند نهایی را با فرهنگ انتظار میزند.
این، یک اقتصاد معنوی هوشمندانه را آموزش میدهد؛ سرمایهگذاری اندک عمل صالح،
برای کسب سود کلان رحمت الهی. و بزرگترین مصداق این فراز، خود ظهور است. قلیل صبر،
در برابر کثیر برپایی جامعهای عادلانه و سراسر خیر.
متن این
دعا از نیایشی صرف فراتر میرود، یک نقشه راه راهبردی سه مرحلهای برای زندگی فردی
و اجتماعی است؛ راهکاری که با بازنویایی روایت ذهنی آغاز میشود، در سایه پناهگاه
ایمانی استحکام مییابد، و در نهایت، به عملی خردمندانه و منتظرانه برای ساختن فردایی
بهتر منجر میشود. این، همان فحوی منش امید رجبیون و منتظران است که روح را از یأس
میرهاند، روان را تابآور میسازد، و جامعه آنان را به سوی آرمانی الهی به پیش میراند.
و تغییر
میدهد جمله درونی «هیچ راهی نیست» را به «راهی هست، چون من به خیر بیپایان امید
دارم».
و کاهش
میدهد اضطراب را با تکیه بر این باور که در طوفانها، پناهی استوار وجود دارد.
و تصریح
میدارد اقدام کردن و سرمایهگذاری معنوی را، حتا با کمترین توان، با اطمینان به
ثمردهی بینسبت آن.
این نور
امید مسیر راه رجبیون و منتظران است. امیدی که در وجود ولی خدا تجلی مییابد، و در
نهایت، به عملی اجتماعی و منتظرانه برای ساختن فردایی بهتر تبدیل میشود. این دعا،
برای ساختن انسانی تابآور و جامعهای چشمبهراه است.



