گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/5 00:33
شناسه : 412371
هدی سادات چاوشی 

ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام است امروز؛ امروز فراخوانی است برای بازخوانی وظیفه اصلی انسانِ منتظر. منتظرِ واقعی، که پیش از هر اقدام بیرونی، مشغول پروژۀ درونیِ «تهذیب نفس» است. او می‌داند که ساختن جامعه موعود، با ساختن انسانِ «شایسته» آغاز می‌شود و چه الگویی برتر از عباس بن علی علیه‌السلام که تجسم عینی یک نفس پیراسته و مهذب است؟ او آیینه‌ای است که در آن، منتظر می‌تواند چهره آرمانی خویش را ببیند؛ عبدی صالح، مطیع، بی‌عیب و سراسر نور.
سلام بر او، آن بنده شایسته و فرمانبردار خدا و پیامبر و امیرمؤمنان. این فراز از زیارت، کلیدِ شناخت حضرت ابوالفضل‌‌العباس است. او آنچنان در اطاعت از حق حل شده بود که هیچ نقص و عیبی در بندگی‌اش راه نیافت. معاشرت با چنین وجودی، هرگز سبب خسران نمی‌شود. چرا که او، مجالِ ظهور هیچ پلیدی‌ را نمی‌دهد؛ نه تهمت، نه غیبت، نه دروغ و نه تحقیر. او همه‌اش پاکی، پاکیزگی و طهارت است. سلام بر او که سراسرِ وجودش، تسلیم در برابر _حَقْ جل جلاله_ بود. این همان صفتی است که منتظر، باید روزانه با زمزمۀ «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ...» بر جان خود بنشاند و بکوشد تا در مراوداتش، آیینه‌ای از این پاکی باشد.
حضرت امام سجاد صلوات‌الله‌علیه می‌فرمایند: «برای عمویم عباس، در بهشت مقامی است که همۀ شهدا به حال او غبطه می‌خورند». حتا حضرت حمزه، آرزو می‌کنند کاش همچون عباس بودند. این سخن، عظمت مقام آن حضرت را نشان می‌دهد. اما این مقام، نتیجۀ یک انتخاب آگاهانه و یک زندگی سراسر اخلاص است. انتخابِ اینکه «حتا اگر دست راست مرا قطع کنید، من هرگز از دفاع از دینم دست نمی‌کشم». منتظرِ عباس‌گونه نیز باید همین روحیۀ «لا تَمُنّوا علی اسلامکم» را پیشه کند؛ نگذاریم کارهای نیکمان را منت بر خدا بگذاریم، بلکه این اوست که منت نهاد و ما را هدایت کرد.
می‌فرمایند: برای تقرب به حضرت مهدی ارواحنافداه، به حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام متوسل شوید که این کار، اکسیر است در همۀ توسلات. این، چون نقشۀ گنجی است که راه را نشان می‌دهد. اینکه پیروی از سیرۀ او، ما را در مسیر انتظار حقیقی قرار می‌دهد و توسل به او، دست ما را در دست ولایت امامت محکم‌تر می‌کند.
این روزها زائران در حرم معظمش در وصفش می‌گویند اینجا عطر حرم حضرت عباس علیه‌السلام می‌آید. برخی می‌گویند در این روز مولود و در این فضای معطر، او را می‌بینم که دو دستش را در زلال چشمه‌ای جاری فرو می‌برد. حالتی چون قنوت گرفته، انگار با آبی که تعارف می‌کند، با تمام جهان خلوت کرده است. بسیار تشنه می‌نماید، اما این تشنگی، تشنگی جان است. آب، ولوله‌ای به قلبش انداخته، ولی او نخستین جرعه را به مهمان تعارف می‌کند.
انگشترش، از میان درخشش مولکول‌های آب، می‌درخشد. و در این صحنه، همه چیز می‌درخشد؛ او، هوا، آب، نقرهٔ انگشترش و سیمین عطر تنش. عطر حرمش تا کوه‌ها و دشت‌ها و آسمان‌ها و آب‌ها طنین‌انداز شده و با آوای «هل من ناصر ینصرنی» می‌‌گسترد.
این آب را می‌نوشیم. آبی که از لابه‌لای انگشتانِ او در چشمه باز می‌گردد و ما را سیراب می‌کند. و در این سیرابی، دعا می‌کنیم؛ کاش ما هم شبیه او بودیم. شاید نتوان «شبیه معصوم» بود، اما با عبادت و بندگی می‌توان و باید «شبیه عبد صالح» شد؛ شایسته و به تمام معنا شایسته.
بارها و بارها با خود تکرار می‌کنیم «یا نفس هوني: ای نفس، آرام بگیر و در راه حق استقامت کن». و می‌آموزیم که منتظرِ واقعی، آن است که در مسیر تهذیب نفس، آنقدر پیش می‌رود که عطر وجودش، چون عطر حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، نویدبخش زیبایی، امنیت و فرج باشد.
کاش شبیه حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام باشیم؛ «یَغبِطُه الشُهداء»..
«السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ».


پاسخی بگذارید