گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/25 14:34
شناسه : 412417
هدی سادات چاوشی ‏
انقلاب اسلامی ایران را باید بیش از هر چیز، یک «قیام اخلاقی» ‏خواند. قیامی که در بطن و قلبِ آن، تحولی ژرف در نگاه و روحیه ‏جوان مسلمان به «حقیقت و درستی و دوستی» در زندگی بود. او ‏دریافت که آنچه غرب و غیرشیعه به‌عنوان تمدن و اخلاق عرضه ‏می‌کند، در بهترین حالت، «ریزه‌خواری» از سفره‌ بی‌کران معارف ‏اصیل اسلامی و دین مقدس رسول خداست. این آگاهی، نه یک بحث ‏نظری، که خاستگاه یک حرکت عظیم تاریخی شد؛ حرکتی که «راستی» ‏در عقیده و «درستی» در عمل، شالوده‌ آن بود.‏
گذشته و سپیده‌دم انقلاب در سال ۱۳۵۷، تصویری ماندگار از همدلی ‏بی‌ریای ملت و مراجع را در تاریخ حک کرد. چرا که مردم، با ‏‏«صداقتی» مثال‌زدنی، به ندای علمایی پاسخ دادند که می‌پنداشتند ‏عمری را در «درستی» و «پارسایی» سپری کرده بودند. ‏راهپیمایی‌های میلیونی، نمایش باشکوه وحدت صادقانه‌ای بود که تنها ‏یک مقصد داشت؛ استقرار حکومت «عدل الهی». آرمان، پشتیبانی از ‏ولایت فقیه و به‌عبارتی برقراری فضایی بود که در رأس آن، «فقیهی ‏جامع‌الشرایط» قرار گیرد. انسانی که با تزکیه‌ نفس و اطاعت از کتاب ‏قرآن و قرآن ناطق، الگویی زنده از «راستی» باشد تا حداقل یک ‏جامعه را از گرداب فسق و فجور برهاند و در قدم‌های بعدی جوامع ‏دیگر رها. این، جوهر پیمان ملت با انقلاب بود.‏
از آنجا که هر فرد خوب است امورات روزمره خود را بازنگری داشته ‏باشد و هر روز لازم است خود را ارزیابی کند که به پیشگاه حضرت ‏حی و قیوم چه عملی داشته، پرسش بنیادین امروز این است که در این ‏چهل و هفت سال، ما انقلابیون تا چه حد در وفاداری به آن «پیمان ‏راستی» ثابت‌قدم مانده‌ایم؟ البته معیار ارزیابی ما، تنها آمار و ارقام ‏نیست؛ بلکه میزان تجلی «راستگویی»، «امانت‌داری»، «عدالت» و ‏‏«پرهیز از ریا» در قاموس فردی و اجتماعی ماست.‏
آیا آن «شعور عاشورایی» – که قیامی بر پایه‌ نپذیرفتن کوچک‌ترین ‏ناراستی در برابر باطل بود – امروز در مدیریت جامعه، از کلان تا ‏خرد، جاری است؟ هزینه‌کرد بودجه‌ بیت‌المال در نهادهای اجتماعی _ ‏فرهنگی، تا چه حد توانسته نسلی «راست‌پیمان» و «درست‌کردار» ‏تربیت کند که در عمل، نه فقط در سخن، مجری احکام دین مقدس ‏باشد؟ این پرسش، محکی است برای سنجش فاصله‌ ما با آرمان اولیه. ‏از منظر روان‌شناسی اجتماعی، سلامت یک جامعه در گرو «هماهنگی ‏گفتار و کردار» است؛ که زمانی که فضیلت‌های اخلاقی مانند ‏‏«صداقت» از حالت شعار خارج‌شده و به «هنجار رفتاری» تبدیل شود، ‏آن‌گاه می‌توان ادعای توفیق کرد.‏
راه اوج و تحقق کامل وعده، تولید و گاهی بازتولید «راستی» بنیادین ‏است. تزکیه‌ نفس و مبارزه‌ جدی با هوای نفسانی در سطوح مختلف، ‏پیش‌نیازی برای غیرقابل اجتناب ساختن جوامع با رویکرد دین مقدس ‏اسلام است. باید پرسید که آیا مسئولان تا کارمندان جزء و سایرین، ‏آنچنان که شایسته‌ مکتب اسلام است، «درستی» را سرلوحه‌ کار خود ‏قرار داده‌اند؟ آیا در عرصه‌ بین‌الملل، توانسته‌ایم چهره‌ «راستین» و ‏عادلانه‌ اسلام را – که هدفش نجات مستضعفان فکری و ذهنی و حتا ‏مالی است – به درستی معرفی کنیم؟
هدف غایی ما انقلابیون، صدور دین مقدس اسلام برای برقراری و ‏تحقق حکومت عدل جهانی حضرت مهدی ارواحنافداه بود، همان وعده ‏که حضرت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل‌بیت عصمت و ‏طهارت علیهم‌السلام می‌فرمایند: «یَمْلَأُ اللهُ به الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا ‏مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» که طلوع‌گاه «راستی مطلق» است او. امید که به ‏احترام و به پاس تکریم از آن راهپیمایی‌ها و خون‌های شهدا و تلاش ‏بزرگان و علما، افراد خود را به اخلاق، رفتار، گفتار، پندار و کردار ‏نیکو و موردپسند خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام مزین کرده باشند تا ‏اهداف عالیه بزرگواران در دین و بالاخص امام راحل رحمت‌الله را ‏عملیاتی سازند، که این وعده‌ الهی خواه فردی و خواه جمعی، زمانی ‏محقق می‌شود که آدمیان، خود، پرچم‌دار «صداقت» و «درستی» در ‏عمل باشند. و تنها با وفاداری عملی به این آرمان‌هاست که می‌توانیم ‏خون شهدای راستین و زحمات علمای درستکار را پاس بداریم و ‏‏«زمینه‌ساز» ظهور آن منجی موعود باشیم. که امروز هنوز، وظیفه‌ی ‏ما – به‌ویژه نویسندگان و روان‌شناسان خصوصا– تلاش برای تبیین و ‏نهادینه کردن این «راستی» در روان تک‌تک افراد و کل جامعه است.‏ 

پاسخی بگذارید