گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/25 10:11
شناسه : 412411

صادق بهزادی پور ‏
انحصار در هر بازاری، به ویژه در صنعت حیاتی خودرو که مستقیماً با ‏معیشت، ایمنی وتوسعه زیرساختهای ملی در ارتباط است، آسیبهای ‏ساختاری عمیقی بر پیکره جامعه وارد میکند. در این مقاله به بررسی ‏هفت جنبه کلیدی از این مضرات، از افزایش سرسامآور قیمتها تا رکود ‏تکنولوژیک، میپردازد که مستقیماً کیفیت زندگی شهروندان را تحت ‏تأثیر قرار میدهد.‏
‏1-‏ ‏ افزایش قیمت و کاهش قدرت خرید ‏
مهمترین و ملموس ترین اثر انحصار، قیمت گذاری غیررقابتی است. ‏در غیاب رقبای جدی، بازیگران اصلی بازار، توانایی تعیین قیمتهایی ‏بسیار بالاتر از ارزش واقعی کالا را پیدا میکنند.‏
این امر به طور مستقیم قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و ‏دسترسی به یک کالای ضروری مانند خودروی شخصی )که در بسیاری ‏از جوامع معیار پیشرفت محسوب میشود( را برای بخش
بزرگی از جامعه دشوار میسازد. این وضعیت، تبعیض قیمتی را در ‏بازار داخلی نهادینه میکند.‏
در یک بازار رقابتی، قیمت تعادلی در نقطه ای تعیین میشود که عرضه ‏و تقاضا برابرباشند و سود اقتصادی نزدیک به صفر باشد. اما در ‏شرایط انحصاری، شرکت تنها با در نظر گرفتن حداکثرسازی سود، ‏قیمتی بسیار بالاتر از هزینه نهایی اعمال میکند که این فاصله، همان ‏رانت انحصاری و زیان رفاهی جامعه است.‏
این قیمتگذاری بالا، دسترسی قشر متوسط و ضعیف را به وسایل نقلیه ‏محدود ساخته و نهایتاً منجر به دلالی و سفته بازی در بازار میشود.‏
‏2-‏ افت فاحش کیفیت و خدمات پس از فروش
وقتی یک یا چند شرکت بزرگ بدون نگرانی از جایگزینی توسط رقیب، ‏بازار را در اختیار دارند، انگیزه آنها برای سرمایه گذاری در بهبود ‏کیفیت محصول و ارتقاء استانداردهای تولید به شدت
کاهش مییابد. مصرفکننده ایرانی مجبور است با خودروهایی که ‏استانداردهای ایمنی و کیفی بین المللی را برآورده نمیکنند، کنار بیاید. ‏این انفعال، در بخش خدمات پس از فروش نیز خود را نشان میدهد؛ از ‏کمبود قطعات تا طولانی بودن فرآیند تعمیرات، همگی ناشی از فقدان ‏فشاررقابتی هستند.‏
شرکت انحصاری به دلیل نداشتن تهدید خروج مشتری ، میتواند با ‏حداقل استانداردهای نگهداری قطعات و خدمات، سود خود را حفظ کند، ‏در حالی که هزینه های نگهداری و تعمیرات خودرو برای مصرف ‏کننده به شدت افزایش مییابد.‏
‏3-‏ ‏ رکود نوآوری و عقب ماندگی تکنولوژیک
صنعت خودرو در سطح جهانی عرصه ی رقابت شدید در حوزه های ‏ایمنی، مصرف سوخت، و فناوریهای نوین است. انحصار، این موتور ‏محرک نوآوری را خاموش میکند. خودروسازان درشرایط انحصاری، ‏انگیزه ای برای به کارگیری فناوریهای جدید (مانند استانداردهای ‏آلایندگی سختگیرانه تر یا سیستمهای پیشرفته کمک راننده ) ندارند، ‏زیرا این امر مستلزم هزینه های تحقیق و توسعه سنگین است. نتیجه ‏آن، تبدیل شدن بازار داخلی به یک دپوی فناوریهای قدیمی ومنسوخ ‏جهان است. به طور تئوری، در غیاب انگیزه رقابتی برای نوآوری، ‏سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه به حداقل رسیده و نرخ بهبود ‏تکنولوژیک در این صنعت عمالً به صفر میل میکند: این عقب ماندگی ‏نه تنها در محصول نهایی، بلکه در کارایی فرآیندهای تولید نیز مشهود ‏است.‏
‏4 - تأثیر منفی بر اشتغال متخصص و فرار مغزها
بر خلاف تصور عمومی که تولید انبوه را مترادف اشتغال زیاد میداند، ‏انحصار در بلندمدت به اقتصاد لطمه میزند. شرکتهای خارج از حلقه ‏انحصاری که دارای ایده های نوآورانه هستند، مجال فعالیت پیدا ‏نمیکنند. این امر باعث میشود متخصصان و مهندسان داخلی که ‏پتانسیل ایجاد تحول در این صنعت را دارند، به دلیل نبود بسترهای ‏مناسب برای به کارگیری دانش خود، جذب بازارهای خارجی شوند.‏
صنعت خودروی انحصاری، بر مبنای خطوط تولید سنتی و تکراری ‏است که نیاز به نیروی کار خلاق و توسعه دهنده ندارد، بلکه نیازمند ‏نیروی کار خطی و تکراری است. این ساختار، مانع از جذب و حفظ ‏نخبگان در حوزه های طراحی پیشرفته، الکترونیک خودرو و مهندسی ‏سیستمها میشود.‏
‏5 - وابستگی اقتصادی و آسیب پذیری در برابر شوکهای خارجی
وابستگی بیش از حد به چند بازیگر داخلی یا محدود، اقتصاد کشور را ‏در برابر مدیریتهای ضعیف، تحریمها، یا تصمیمات سیاسی داخلی آسیب ‏پذیر میسازد. این اتکا، زنجیره تأمین ملی
را به گلوگاه های محدودی گره میزند و کوچکترین اختلال در عملکرد ‏آن شرکتها، میتواند کل بازار را فلج کند.‏
هنگامی که تولیدکنندگان اصلی، برای تأمین قطعات کلیدی وابسته به ‏یک یا دو تأمین کننده بزرگ داخلی هستند که خود تحت سایه انحصار ‏قرار دارند، هرگونه توقف در تولید این قطعه، کل فرآیند تولید ملی را ‏متوقف میسازد، که این امر هزینه های هنگفتی بر تولید ناخالص داخلی ‏تحمیل میکند.‏
‏6 - هدررفت منابع ملی و تأثیرات زیست محیطی
تولید خودروهای با مصرف سوخت بالا و تکنولوژی قدیمی که ناشی از ‏رکود نوآوری است، منجربه مصرف بی رویه منابع انرژی ملی و ‏افزایش چشمگیر آلودگی هوا در شهرهای بزرگ میشود.‏
انحصار در این حوزه، مانع از ورود خودروهای کممصرف و پاکتر به ‏بازار شده و هزینههای بهداشت عمومی و محیط زیست را بر دوش ‏جامعه میگذارد.‏
به دلیل عدم وجود رقابت برای بهبود راندمان مصرف سوخت ، مصرف ‏انرژی سالانه خودروهای تولید داخل، به طور متوسط بالاتر از ‏استانداردهای منطقه ای است. این امر فشار مضاعفی بر منابع یارانه ‏انرژی و زیرساختهای سوختی کشور وارد میکند.‏
‏7 - سلب اعتماد عمومی و ناامیدی اجتماعی
هنگامی که شهروندان به طور مداوم کالاهای با کیفیت پایین را با ‏قیمتهای بالا خریداری میکنند، اعتماد عمومی به توانایی سیستم نظارتی ‏کشور برای حفظ عدالت در بازار از بین میرود. این حس ناامیدی، نه ‏تنها بر رفتار مصرف کننده، بلکه بر نگاه کلی مردم نسبت به ‏سازوکارهای اقتصادی کشور تأثیر منفی میگذارد.‏
این وضعیت، اعتماد مصرف کننده به ارزش پولی که پرداخت کرده ‏است را تضعیف میکند. وقتی قیمت خودرو به دلیل تصمیمات ‏غیربازاری تعیین شود، احساس میشود که بازار به نفع تولیدکنندگان ‏دستکاری شده است، که این امر ریشه نارضایتی های اجتماعی- ‏قتصادی را عمیق ترمیکند.‏
بازار خودروی انحصاری، بازاری است که در آن منافع تعداد قلیلی بر ‏رفاه اکثریت ترجیح داده میشود. شکستن این ساختار انحصاری، از ‏طریق آزادسازی واردات هدفمند، حمایت ازتولیدکنندگان کوچک و ‏متوسط، و تقویت نهادهای نظارتی مستقل، نه یک امر اقتصادی ‏صرف،بلکه یک ضرورت اجتماعی برای تضمین توسعه پایدار و تأمین ‏حقوق اساسی مصرف کننده است.‏
این گام کلیدی، شاهراه ورود به یک اقتصاد پویا و پاسخگو در حوزه ‏حمل و نقل خواهد بود .‏

پاسخی بگذارید