گروه: سایر / یادداشت
تاریخ : 1404/11/25 14:40
شناسه : 412421
هدی سادات چاوشی 

انقلاب اسلامی ایران را باید بیش از هر چیز، یک «قیام اخلاقی» خواند. قیامی که در بطن و قلبِ آن، تحولی ژرف در نگاه و روحیه جوان مسلمان به «حقیقت و درستی و دوستی» در زندگی بود. او دریافت که آنچه غرب و غیرشیعه به‌عنوان تمدن و اخلاق عرضه می‌کند، در بهترین حالت، «ریزه‌خواری» از سفره‌ بی‌کران معارف اصیل اسلامی و دین مقدس رسول خداست. این آگاهی، نه یک بحث نظری، که خاستگاه یک حرکت عظیم تاریخی شد؛ حرکتی که «راستی» در عقیده و «درستی» در عمل، شالوده‌ آن بود.
گذشته و سپیده‌دم انقلاب در سال ۱۳۵۷، تصویری ماندگار از همدلی بی‌ریای ملت و مراجع را در تاریخ حک کرد. چرا که مردم، با «صداقتی» مثال‌زدنی، به ندای علمایی پاسخ دادند که می‌پنداشتند عمری را در «درستی» و «پارسایی» سپری کرده بودند. راهپیمایی‌های میلیونی، نمایش باشکوه وحدت صادقانه‌ای بود که تنها یک مقصد داشت؛ استقرار حکومت «عدل الهی». آرمان، پشتیبانی از ولایت فقیه و به‌عبارتی برقراری فضایی بود که در رأس آن، «فقیهی جامع‌الشرایط» قرار گیرد. انسانی که با تزکیه‌ نفس و اطاعت از کتاب قرآن و قرآن ناطق، الگویی زنده از «راستی» باشد تا حداقل یک جامعه را از گرداب فسق و فجور برهاند و در قدم‌های بعدی جوامع دیگر رها. این، جوهر پیمان ملت با انقلاب بود.
از آنجا که هر فرد خوب است امورات روزمره خود را بازنگری داشته باشد و هر روز لازم است خود را ارزیابی کند که به پیشگاه حضرت حی و قیوم چه عملی داشته، پرسش بنیادین امروز این است که در این چهل و هفت سال، ما انقلابیون تا چه حد در وفاداری به آن «پیمان راستی» ثابت‌قدم مانده‌ایم؟ البته معیار ارزیابی ما، تنها آمار و ارقام نیست؛ بلکه میزان تجلی «راستگویی»، «امانت‌داری»، «عدالت» و «پرهیز از ریا» در قاموس فردی و اجتماعی ماست.
آیا آن «شعور عاشورایی» – که قیامی بر پایه‌ نپذیرفتن کوچک‌ترین ناراستی در برابر باطل بود – امروز در مدیریت جامعه، از کلان تا خرد، جاری است؟ هزینه‌کرد بودجه‌ بیت‌المال در نهادهای اجتماعی _ فرهنگی، تا چه حد توانسته نسلی «راست‌پیمان» و «درست‌کردار» تربیت کند که در عمل، نه فقط در سخن، مجری احکام دین مقدس باشد؟ این پرسش، محکی است برای سنجش فاصله‌ ما با آرمان اولیه. از منظر روان‌شناسی اجتماعی، سلامت یک جامعه در گرو «هماهنگی گفتار و کردار» است؛ که زمانی که فضیلت‌های اخلاقی مانند «صداقت» از حالت شعار خارج‌شده و به «هنجار رفتاری» تبدیل شود، آن‌گاه می‌توان ادعای توفیق کرد.
راه اوج و تحقق کامل وعده، تولید و گاهی بازتولید «راستی» بنیادین است. تزکیه‌ نفس و مبارزه‌ جدی با هوای نفسانی در سطوح مختلف، پیش‌نیازی برای غیرقابل اجتناب ساختن جوامع با رویکرد دین مقدس اسلام است. باید پرسید که آیا مسئولان تا کارمندان جزء و سایرین، آنچنان که شایسته‌ مکتب اسلام است، «درستی» را سرلوحه‌ کار خود قرار داده‌اند؟ آیا در عرصه‌ بین‌الملل، توانسته‌ایم چهره‌ «راستین» و عادلانه‌ اسلام را – که هدفش نجات مستضعفان فکری و ذهنی و حتا مالی است – به درستی معرفی کنیم؟
هدف غایی ما انقلابیون، صدور دین مقدس اسلام برای برقراری و تحقق حکومت عدل جهانی حضرت مهدی ارواحنافداه بود، همان وعده که حضرت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام می‌فرمایند: «یَمْلَأُ اللهُ به الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» که طلوع‌گاه «راستی مطلق» است او. امید که به احترام و به پاس تکریم از آن راهپیمایی‌ها و خون‌های شهدا و تلاش بزرگان و علما، افراد خود را به اخلاق، رفتار، گفتار، پندار و کردار نیکو و موردپسند خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام مزین کرده باشند تا اهداف عالیه بزرگواران در دین و بالاخص امام راحل رحمت‌الله را عملیاتی سازند، که این وعده‌ الهی خواه فردی و خواه جمعی، زمانی محقق می‌شود که آدمیان، خود، پرچم‌دار «صداقت» و «درستی» در عمل باشند. و تنها با وفاداری عملی به این آرمان‌هاست که می‌توانیم خون شهدای راستین و زحمات علمای درستکار را پاس بداریم و «زمینه‌ساز» ظهور آن منجی موعود باشیم. که امروز هنوز، وظیفه‌ی ما – به‌ویژه نویسندگان و روان‌شناسان خصوصا– تلاش برای تبیین و نهادینه کردن این «راستی» در روان تک‌تک افراد و کل جامعه است. 

پاسخی بگذارید